بهنام ، ۱۱ دی۱۳۸۹۴

اگه از باهم بودن قراره این احساسای مزخرف پیدا بشه من ترجیح میدم تنها بمونم

دنیام تو تنهایی غمش کمتره ، لااقل این حسارو نداره ، نمیدونم شایدم دارم اشتباه میکنم ، نمیدونم ، نمیدونم

همه‌چی هست و هیچی نیست (تکراری گفتم فکر کنم)، دلم برای روزای طلائی زندگیم تنگ شده ، برا اون روزا ، اون حال و هوا ، اون احساسا ، اون غمها و اون شادیا ، روزای بدون استرس ، بدون دغدغه ، اما نه اونا هستن ، نه حسشون ، نه ابزاراش ، نه هیچ کوفت دیگه‌ای

منم دلم میخواد شاد باشم ، خوب باشم ، احساس خوشبختی کنم ، اما هرچی تلاش میکنم نمیشه

همه شادیا شده لحظه‌ای ، همه خوشی‌ها هم ، و من در این اندیشه که چه خواهد شد چه خواهم کرد …

پیوست۱: امروز یه باقالی‌پلو با گوشت خوردم خفن

پیوست۲: یادم رفت

پیوست۳: توکل ادامه دارد

پیوست۴: بی‌صبرانه منتظر آلبوم جدید قمیشیم

بهنام ، ۵ دی۱۳۸۹۰

چشای مونده به راهُ

شب تنهایی ماهُ

یه دل بی سرپناهُ

من و خونه

ساعتای غرق خوابُ

منِ بی تو خرابُ

یادت هرگز نمی‌مونه یادت هرگز نمی‌مونه

نمی‌مونه نمی‌مونه …

سیاوش قمیشی – یادگاری

با موضوع تو