<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.8.4" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>كافه بی‌سِون</title>
	<link>http://behnaam.com</link>
	<description>مینویسم تا یادم بماند</description>
	<lastBuildDate>Sun, 08 Aug 2010 14:11:28 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>طاقت بیار رفیق</title>
		<description>اون شبی که رفتی اینو گذاشته بودم رو تکرار یه ضرب گوش کردم تا وقتی که نفهمیدم کی خوابم برد

اون شب کذایی و استرس‌های بعدش تا شنیدن اولین خبر از سلامتیت این آهنگ جزئی از آرام‌بخش ها بود

اما حالا که گوشش می‌کنم حال اون موقع با رضایت و خاطرجمعی الان ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1389/05/17/taaghat-biar-rafigh/</link>
			</item>
	<item>
		<title>من دلم برای خودم تنگ شده</title>
		<description>خیلی وقته که میخوام بنویسم ، از دردام ، غصه‌هام ، استرسام و ... اما هردفعه یه چیزی مانع میشه ، یه دلشوره خاص

من دلم برای خودم تنگ شده ، خیلیم تنگ شده ، من اصلا اینی نیستم که الانم ، هیچ وقت دورنمای ذهنم تصور یه همچین چیزی رو ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1389/04/11/i-miss-mysel/</link>
			</item>
	<item>
		<title>کنترپوان</title>
		<description>چند روز پیش داشتم چمران شمال رو میومدم پائین و با خدا اختلاط میکردم:

"خدایا اگه اینطور اونطور ... اگه اونطور اینطور ... خلاصه خود دانی هر طور ... حتی یه نشونه ..."

تو پیج دلشاد تو فیسبوک میچرخیدم که چشمم به تبلیغ یه نمایشنامه‌خوانی افتاد به اسم "کنترپوان" ، برم؟ نرم؟ ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1389/01/29/counterpoint/</link>
			</item>
	<item>
		<title>از رو بی حوصلگی &#8230;</title>
		<description>روزای سختیه نه ؟

باز میگم نه ، مثل روزای دیگست

تو سرم چیزایی هست

باز میگم نه ، مثل چیزای دیگست

با خودم حرف میزنم

از خودم ، از تو ، از زندگی

شعرامو خط میزنم ، از رو بی حوصلگی

...

پیوست: مسعود فردمنش ... حکایت نهم </description>
		<link>http://behnaam.com/1389/01/22/bihoselegi/</link>
			</item>
	<item>
		<title>&#8230;</title>
		<description>خدایا منو نجات بده </description>
		<link>http://behnaam.com/1389/01/10/159/</link>
			</item>
	<item>
		<title>۸۸ به ۸۹</title>
		<description>سال داره نو میشه و جای بعضی چیزا به شدت خالیه

برای دومین سال پیاپی جای عشق در زندگی من خالیست ...

برای اولین سال جای کافه و صاحب کافه بهار81

جای دلخوشی‌های شب عید

خریدن مجله‌های نوروزی از دکه

قدم زدن بین فروشنده‌های دوره‌گرد نوروزی

قرار شب آخر سال با نوید

شبکه علیرضا امیرقاسمی (تپش/طپش)

و حتی ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1388/12/29/88_to_8/</link>
			</item>
	<item>
		<title>۱۹ اسفند</title>
		<description>و من 29 ساله شدم ...

نمیدونم با چه زبونی بگم ، فقط میتونم تشکر کنم از تمام کسایی که این روز رو برام یکی ازقشنگ‌ترین و بهترین روزای عمرم رقم زدن :)

ممنون از همتون با تمام وجود ...

پیوست: آهنگ تولد </description>
		<link>http://behnaam.com/1388/12/19/birthday/</link>
			</item>
	<item>
		<title>یادم باشد</title>
		<description>یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است ( هه‌هه )
وتنها دل ما دل نیست

بله ، یادم باشد ، خیلی چیزا باید یادم باشد و بماند ، اینکه دنیا داره رو ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1388/11/20/memor/</link>
			</item>
	<item>
		<title>آغوش</title>
		<description>بزنم به تخته تقریبا یه ماهی میشه که کارام رو رواله ، خدارو شکر همه چیز داره به خوبی پیش می‌ره ، و من بعد از مدتها یه رضایت نسبی از زندگیم دارم

اما به قول معروف « حال همه ما خوب است ، اما تو باور نکن »

میدونی این دلم ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1388/09/28/aghoush/</link>
			</item>
	<item>
		<title>باریکه اندازه یه مو</title>
		<description>دلشوره دارم ، ینی همه رشته هام پنبه شد؟ من که اینطوری نخواسته بودم ، نکنه دارم اشتباه میکنم؟ نکنه کلا دارم مسیرو اشتباه میرم؟ وای نه

من هنوز کلی کار دارم ، کاره نکرده ، باید لذت ببرم ، احساس میکنم هیچ لذتی از جوونیم نبردم ، دهه 20 تا ...</description>
		<link>http://behnaam.com/1388/08/04/tarehmoo/</link>
			</item>
</channel>
</rss>
