کمتر از چهار سال از اواخر ۲۰۲۲ گذشته، وقتی سم آلتمن ChatGPT را با یک توییت در توییتر معرفی کرد.
در همین مدت کوتاه، دنیا عمیقاً و با سرعتی عجیب عوض شده. حالا فکر کنید همین یک محصول تا کجا آمده، و تصور کنید در چهار سالِ آینده چه ممکن است پیش بیاید.
ایلان ماسک گفته که شاید فقط تا سه سال دیگر، شمار جراحانِ رباتیک در جهان از جراحانِ انسانی بیشتر شود. (این را ژانویهٔ ۲۰۲۶ در پادکستِ Moonshots پیتر دیامندیس گفت: «احتمالاً رباتهای Optimus که جراحانِ فوقالعادهایاند، از همهٔ جراحانِ روی زمین بیشتر خواهند شد.»)
چرا الان نه؟ چرا سه سال؟ چون رسیدن به دقتِ لازم زمان میبرد. وگرنه ممکن بود حتی زودتر اتفاق بیفتد.
کاربر قرار است چه کسی باشد
برای ما که محصول میسازیم، معنایش این است که باید خیلی بیشتر به یک چیز فکر کنیم:
کاربرانِ اصلیِ محصولاتمان ممکن است بهزودی رباتها و عاملهای هوش مصنوعی باشند، و انسانها در ردیف بعد.
این اواخر مشغول جمع کردنِ اطلاعاتی بودهام که باید برایش کلی وبسایتِ بینالمللی را زیرورو کنم. در بسیاری از آنها، وقتی دسترسی میخواهم، عملاً دو راهِ جدا جلویم میگذارند:
«اگر ربات هستی، از این استفاده کن. اگر انسانی، این یکی مال توست.»
بازارهای بعدی که باید رویشان تمرکز کنیم، دیگر دورِ کاربرِ انسانی ساخته نمیشوند. برای عاملهای هوش مصنوعی ساخته میشوند.
یعنی فکر کردن به اینکه عاملها چه نیازی دارند و چطور تصمیم میگیرند، بهخصوص وقتی دنبالِ محصول یا خدمتی هستند که ما ساختهایم، یا رباتهایی که زیر نظر انسان کار میکنند.
و چه کسی حالا دارد بزرگ میشود
تغییر دیگری هم هست که باید به آن فکر کنیم: بچههایی که در عصر هوش مصنوعی به دنیا میآیند.
شکلِ بزرگ شدن و فکر کردنشان با نسلهای قبل عمیقاً فرق خواهد داشت.
همین دربارهٔ جوانهایی هم صدق میکند که نوجوانیشان با اوج گرفتنِ سریعِ هوش مصنوعی همزمان شده. تواناییهایی پیدا خواهند کرد که با تواناییهای نسلهای پیش از خودشان خیلی فرق دارد.
سبک زندگیشان، تخصصی که پیدا میکنند و مسیرهای آموزشیای که میروند هم خیلی متفاوت خواهد بود.